ابر گیلان

وبلاگ رضوی محمد فرخ طلب

 

اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه
پرودگارا، ‌بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي

فضیلت ماه رجب ،شعبان،رمضان

حضرت رضا (ع) فرمودند: رسول اکرم (ص) فرمودند: رجب ماه خداوند است در آن ماه رحمت خدا بر بندگانش فرود می آید .

ابن فضال از حضرت رضا (ع) روایت می کند که فرمود : هرکس خداوند تبارک و تعالی را در ماه شعبان هفتاد بار استغفار کند خداوند گناهان او را می آمرزد.

 

ابن ابی قروه وابن فضال در کتاب خود از ایوب بن یقطین روایت می کنند که او گفت برای حضرت رضا(ع) نوشتم این دعا را برای من تصحیح نمایید و آن را مورد تایید قرار دهند امام فرمودند : پدرم فرمودند: امام باقر (ع) می فرمودند: اگر مردم می دانستند که این سوالات در نزد خداوند چه اندازه بزرگ و با اهمیبت می باشد و خواسته ها را به سرعت به اجابت می رساند برای به دست آوردن آن دعا با یکدیگر به جنگ می پرداختند . امام باقر (ع) فرمودند: از روی صدق سوگند یاد می کنم که اسم اعظم خداوند در این دعاست.

خواننده عزیز این همان دعایی است که نزدیک به نیم قرن است که همه ساله در سحر ماه مبارک رمضان از رادیو پخش می شود. الهم اِنی اَسئلک من بهائِک باَبهاهُ و کل بهائِکَ بهی......


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

سخنان طبی و بهداشتی حضرت رضا (ع)

- با شکم پر داخل شدن به حمام تولید قولنج می کند.

- ببین از غذاها چه چیز موافق مزاج تو و موافق معده ی توست و بدنت از آن نیرو می گیرد به اندازه برای خود قرار بده زیرا برنامه ی غذایی بر حسب سن- شغل- زمان و مکان تغییر می کند.

- در اول طعام از سبک ترین غذاها (سوپ آش و امثال آن ها) شروع کن .

- در حالی که هنوز اشتهایت باقی است دست از طعام بردار .

- بهترین راه تأمین بهداشت و سلامت بدن به کار بردن دستور غذایی امام (ع) است همچنآم که بیش تر بیماری ها نتیجه پرخوری و عدم رعایت دستور مزبور است . سعدی می گوید:

با آن که در وجود طعام است حظ نفس

رنج آورد طعام چو بیش از قدر بود

گر گل شکر خوری به تکلف زیان کند

ور نان خشک دیر خوری گل شکر بود

 

- بدان که نیروی روان ها پیرو مزاج های بدن هاست . هر قدر بدن سالم و نیرومند باشد قوای عقلی و روحی نیز سالم و قوی خواهد بود . همچنان که گفته اند عقل سالم در بدن سالم.

- از خوردن تخم مرغ و گوشت ماهی با هم بپرهیز .

- خوردن گوشت ناپختهدر معده تولید کرم می کند .

- آشامیدن آب سرد پس از خوردن چیز گرم مضراست .

- شیرینی مینای دندان را می برد وآن را فاسد می کند .

- از گوشت حیوانات وحشی و گاو ، زیادخوردن موجب دگرگونی عقل و سرگردانی فهم وکودنی ذهن و کثرت فراموشی می شود .

- کسی که می خواهد از سنگ مثانه اش شکایت نکند ادارخود را نگه ندارد و زود به زود تخلیه کند .

- کسی که می خواهد فراموشی و نسیانش کم شود باید هر روز سه قطعه زنجبیل پرورده به عسل بخورد .

- با زن آمیزش مکن تا با او ملاعبه و شوخی کنی .

- با زنان جز در وقت پاکی آنان آمیزش مکن .

- امام هشتم(ع) روایت می کنداز پدرانش که پیامبر(ص) بر علی(ع) وارد شد در حالی که تبدار بود فرمود : علی سنجد بخور و در حدیث دیگری از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود سیب بخورید که حرارت را خاموش ، شکم را خنک و تب را زایل می کند و اگر مردم اهمیت سیب را می دانستند بیماران خودرا جز با سیب درمان نمی کردند .

ممکن است این سوال برای شما خواننده محترم پیش بیاید که چرا پیامبر(ص) در ملاقات با علی (ع)سنجد را سفارش می کنند و امام صادق (ع) سیب را جوابش این است که که شاید سیب در فصل خود باشد و سنجد در فصلی دیگر که سیب نیست و شاید هم هر کدام در هر فصلی که یافت شود مفید است.

 

برای خون سه نشانه و علامت است:

 

1-خارش بدن

2-جوشش تن

3-داشتن جانور

 

ودرحدیث دیگری می فرمود به چهره ی بیمارخود نگاه کنید اگر زرد است می فرمود آب کم بنوشد اگر سرخ است حجامت کند.

امام هشتم (ع) از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود : اگر در چیزی درمان باشد در تیغ حجامت ودرنوش عسل است.

حضرت در مورد پرهیز فرمودند: اگر مردم در خوراک کوتاه می آمدند تندرست و سالم بودند.

امام هشتم (ع) از امیرالمؤمنین(ع) روایت کرده که فرمود: خوردن سرکه انگور کرم شکم را می کشد . همچنین از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمودند: هر نوع خرما ناشتا خوردن ، کرم معده را می کشد جز خرمای برنی .

تره درد اندرون را سکت می کند، و بواسیر را قطع می کند.

محمدبن ابراهیم جعفی می گوید: مردی نزد امام هشتم (ع) از دل درد شدید خود شکایت کرد حضرت فرمود: یک دانه ی گردو را با پوست روی آتش بگیر و نگهدار تا مطمئن شوی که مغزش برشته گردیده آنگاه مغز گردو را بخور .

راوی گوید: به خدا یک بار چنین کردم و دل دردم خوب شد.

فردی از زکام می نالید پیامبر(ص) فرمود : هیچ کس نیست جز این که در سرش رگی از خوره نباشد و خدا زکام را می فرستد تا آن را آب کند پس هر کدام زکام شدید درمانش نکیدبگذارید تا خداوند خود درمانش کند.

درد خود را با سنا درمان کنید که اگر چیزی مرگ را رد می کرد سنا بود. اگر مردم می دانستند در سنا چیست یک مثقالش را با دو مثقال طلا برابر می دانستند چرا که سنا امان است از پیسی ، خوره ، دیوانگی، فلج ، لقوه.

امام هشتم فرمودند: خوردن کاسنی شفای همه دردهاست و هیچ دردی در بدن فرزندان آدم نیست مگر آن که آن را از بیخ می کند.

انگور سیاه غم را از دل برطرف می کند.

 21 کشمش سرخ در هر ناشتا در تن دردی باقی نمی گذارد.

گلابی ذهن را پاک و حوصله و صبر را زیاد می کند (سه روز ناشتا گلابی) و ترسو را شجاع می کند

انجیر برای قولنج خوب است البته در روز ، در شب نخورید .

پنیر و گردو به تنهایی درد می آورد و با هم درمان .

سیاه دانه درمان هر دردی است برای تب ، سردرد ، چشم درد، دل درد و جوشانده ی آن برای تنگ نفس .

ابن ابی خضیب می گوید چشمم سفید شد تا جایی که با آن چیزی را نمی دیدم . حضرت علی(ع) را در خواب دیدم فرمودند: عناب را بگیر و بکوب و (مانند سرمه) به چشم بکش . چنین کردم تیرگی چشمم باز شد و دیدم به حال خود برگشت .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

نمونه هایی از کرامات حضرت رضا(ع)

دختری به نام رقیه ساکن تبریز گرفتار بیماری نوروتیکی تود که هرگونه آسایش را از اهل خانه گرفته و خانواده ی او با قرض و فروش اشیاء زندگی رقیه را نزد تمامی اطبا متخصص اعصاب و روان می برند اما هر روز وضعیت جسمی و روحی بیمار حادتر می شود . به طوری که دفعات حمله و بیماری به روزی هشت بار بالغ می گردد و اینک در آستانه ی رحلت پیامبر بزرگ اسلام با هیأتی از عزاداران خاندان رسول اکرم (ص) قصد سفر به مشهد را دارند.

فرسنگ ها را را طی می کنند کاروان در غروب جمعه به مشهد مقدس می رسد.

مگر رسول این امت شفابخش نبود؟ مگر می شود از این درگاه نا امید برگشت.

هیأت در حال عزاداری . و بالاخره رقیه در گرد آنان گویا اول از حال غش به عالم الهام می رسد. آقایی با قامت بلند و عمامه ای به رنگ سبز عشق ، دستی بر سرش می کشد و می گوید دخترم برخیز .

رقیه و عزاداران فریاد بر می آورند و شفای رقیه تحقق می پذیرد.[1]

 

دختری به نام معصومه محسن پورفرزند جلیل اهل و ساکن اهواز سال اول تجربی که در اثر ناراحتی های عصبی از ناحیه هر دوپا فلج می شود و به وسیله ی ماشین و مساعدت دیگران به مدرسه می رفته والدین اودر اهواز و تهران به دکترهای متخصص ،دکتر علوی فاصل روانپزشک ،دکتر ده باشی متخصص مغزواعصاب وروان و... مراجعه می کنندولی هیچگونه نتیجه ای نمی گیرند.

در تابستان 73به مشهدآورده می شود. او را پشت پنجره فولادمی آورند و شفا و سلامتی اش را از حضرت رضا(ع) می خواهند آم که واسطه ی میان خالق ومخلوق است.

در همان شب اول معصومه حضرت را در خواب می بیند که تو شفا می یابی . احساس می کند عنایت مطلقه آن امام راستین و شافع ،شامل حال او گردیده و از ناراحتی پا اثری نیست از جا بر میخیزد.

او بدون اینکه نیاز به کمک و مساعدت دیگران داشته باشد داخل حرم میشود و بدینوسیله به برکت امام هشتم (ع) غتچه های زندگی دوباره به روی او شکوفا می شود.[2]

ای شهریار طوس ،شهنشاه دین رضـــا

وی ملجأخلایق و وی مقتـــدای مـــا

ای آم که انبیا به طـروات حریــم تـــو

دارند اشتیاق، به هر صبح و هر مســـا

اندرجوار قبر تو جمعی پریش حــــال

داریم روز و شب به دردت روی التجــــــا

درمانده ایم جمله، به فریادما بـــــــــرس

زیراکه نیست جز تو کسی دادرس به مــــا

شاها، مرا به حضرت تو عرض حاجتی است

کن حاجتم را روابه حق سیده ی نســـــا

 

محسن مؤمنی دادیجانی متولد1359شماره پرونده پزشکی در بیمارستان قلب شهیدرجایی تهران 202586بیماری روماتیسم حادقلبی

خواب بودم ،باشنیدن آوایی ملکوتی،دیدگانم گشوده شد.

فریده ،دختر سید جواد

از جاپریدم بله بله چشم هایم را بیشتر گشودم آقایی را در لباس روحانی دیدم که در ردای امامت همچون آفتابی می درخشید و شالی بر گردن ، که در گوشه آن نام مطلای علی بن موسی الرضا می درخشید.

خدایا من خوابم یا بیدار؟ نمی دانم سراسیمه و آشفته ، با تضرع دست به دامن آقا شدم و گفتم : آقا محسن

ایشان با عطوفت فرمودند: برای همین موضوع آمده ام . فردا صبح ساعت 7 پیش دکتر می روی و...

فردا به نزد دکتر رفتم محسن را که از سال 64در واقع از سن 5 سالگی دچار روماتیسم حاد قلبی بود،سریعا بستری کردند ودر کوتاهترین فرصت پسرم را که بارها تحت درمان قرار گرفته بود و معالجه نمی شد راهی اتاق شرنوشت کردند.

رحت اللهی گشوده شد و با عنایت حضرت حق و کرامات معصومینش درمان شد.[3]

 

محمدحشمتی متولد1335 اهل سنقر  نوع بیماری: صرع

پدر غمی پنهان سینه اش را می گرفت . سینه ای که جایگاه صبر بود. غم او محمد 20ساله اش بودکه از سن هشت سالگی به بیماری صرع(غش) مبتلا شده بود. بیچاره محمد همچون درختی خشک و پژمرده می نمود. سردردهای پی در پی امان محمد رابریده بود. دکترهای زیاد،آن جام آزمایشات متعدد،نوارهای مغزی و تجویز مسکن های قوی هم برای او کارساز نبود.

در دعاها، همه افراد خانه و فامیل منظور نظر محمد بود.

محمد سفر به مشهد و زیارت حضرت رضا(ع) را با خانواده در میان گذاشت.

آری او بهبودی خود را در وادی دیگری می دید.

محمد به مشهد آمد آبان 74 و زائر کوی رضا گردید.

پشت پنجره فولاد،قطرات اشک از نهانخانه ی دلش سر بیون آورد.

ساعت یک و نیم شب محمد به خواب آقایی با لباسی روحانی و عبایی سبز بر دوش به دیدنش می آیدو می گوید ساعت سه بعداز ظهر چهارشنبه به کنار ضریح بیا و شفایت را از من بگیر. بیدار می شود. چهارشنبه می رسد. مجددا مشرف می شود. در کنار ضریح پلکهایش بر روی هم می آید.

همان آقا را می بیند که به او می گوید برو دورکعن نماز زیارت بخوان.

محمد چشم می گشاید احساس عجیبی دارد. همه چیز برایش معنا می گیرد.او که زاییده رنج و محنت بود . او که رفیق و مونسش درد بود. او که جز خاطره ی بیماری چیزی نداشت. اکنون نیرویی تازه در خود می بیند. زبان به حمدالهی باز می کند. به نماز می ایستد ودر پی آن سجده شکر.[4]

 

ای شه توس که سرچشمه ی الطاف خدایی

جان ما باد فدایت که ولی نعمت مایی

میوه باغ رسالت شه اقلیم ولایت

بحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایی

ما ضعیفیم و پناهنده بدین حصن ولایت

رحمتی کن به ضعیفان که معین الضعفایی

ما گداییم و تو سلطان چه شود کز ره احسان

نظر لطف و عنایت فکنی سوی گدایی

زد به نام تو خدا سکه ی تسلیم و رضا را

که تو شایسته ی این سکه ی تسلیم و رضایی

گره از کار فرو بسته ی ما کس نگشاید

تو مگر عقده ز دل های پریشان بگشایی

کوته از دامنت ای شه منما دست «رسا» را

که تواش ضامن و فریادرس روز جزایی

 

صدیقه فتحی 40ساله ساکن تهران

بیماری: اسکلووزن «m.s» نوعی ویروس ناشناخته که وارد نخاع شده و بر روی سیستم مغز و اعصاب اثر می گذارد و در صورت پیشروی منجربه فلج کامل می گردد.

مدت بیماری 12سال

مدتهادر بیمارستان شریعتی ،ساسان و جم تهران بستری شده بود.

پزشکان معالج در کمیسیونی برآن شدند تا صدیقه را برای معالجه  به آلمان اعزام دارند مدتی در بیمارستانی در شهر هایدلبرگ و سپس در شهر بادن آلمان بستری شد اما بدون نتیجه برگشت.

راهی مشهد شد کبوتر دلش برای رسیدن به کوی دوست بی تاب بود.

صدیقه با کمک مادرش به زیارت مشرف می شود. در گوشه ای می نشیند صدای زیارت نامه خوان شنیده می شود با او همصدا می گردد.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع) بغض گلویش را می فشارد و سپس از ساعتی به مسافرخانه بر میگردند.

روز بعدو روز بعد مجددا به حضورمی شتابند. سوین روزی است که مهمان نورند.

به پشت پنجره فولادآورده میشود . ساعت 9است صدیقه گرم راز و نیاز و مادرش به آقا توسل جسته.

ناگهان ندایی او رابخود می آورد. صدیقه برخیز. از جا بلند می شود فریاد می زندو بطرف سقاخانه می دود. سیل جمعیت به دنبالش . عطر صلوات در همه جا می پیچد. گریه و اشک امانش نمی دهد . مادر و دختر در آغوش هم.[5]

 

حاج سید جعفر میرزا محمدعنبرانی (عنبران روستایی است در نزدیکی مشهد)سال 1311دکتر انگلیسی گفته بود بایدتورا جراحی نمود وکاسه سرت را برداشت تا بیماری ات تشخیص داده شود. مأیوس شدم . مادر بی خبر از من به حرم رضوی پناهنده شد. و من هم بی اطلاع او ، حمام رفته برای تشرف به حرم غسل زیارت نمودم.

به کفشداری مراجعه کردم . کفشدار مرا میشناخت واز لالی چند ماهه من با خبر بود.

وارد حرم شدم حالی داشتم متفاوت با اوقات دیگر نیرویی مرا در گوشه ای نگه داشت. متحیر بودم . ناگاه صدایی شنیدم که گفت بگوبسم الله الرحمن الرحیم خواستم بگویم نتوانستم دومین بار وبرای سومین بار گفت بگو فریاد زدم و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند بیان کردم و فریاد زدم مادرم کجاست . مادرم صدای مرا شنید تا مرادید به گریه در آمد و دست به گردنم نهاد و مرا بوسید . گفتم کجا بودی . گفت پشت پنجره فولا و شفای تو را از امام رضا(ع) می خواستم و وارد که شدم صدای تورا شنیدم. [6]

 

گر جان طلبی به کوی جانانه بیا

از عقل برون شو وچو دیوانه بیا

شمع رخ دوست در خراسان سوزد

تی سوخته دل بسان پروانه بیا

 

اکرم پاکدل

نوع بیماری: عفونت کلیه

صدای پزشک معالج فرزندش در گوشش پیچید(کلیه عضو حساسیه و متأسفانه بیماری دختر شما پیشرفت و عفونت به پاهای کودک سرایت کرده است) فکر اینکه اکرم را از دست بدهد وجودش را می لرزاند. آرام زمزمه کرد چرا تو چرا تو دخترم بغض زن ترکید.

از دور گنبدحرم امام رضا(ع) همچون نگینی فروزان در دل شهر می درخشید. و مادر از پنجره ی مسافرخانه به آن گنبد نورانی خیره شده بود.

زن اندیشید . یعنی ممکنه . ممکنه امام رضابخواد بچه منو شفا بده و پدر به نزد دخترش که در بستر بود رفت . صورت زرد دخترک را قطرات درشت عرق پوشانده بود.

شب شهادت حضرت رضاست. مردم سیاه پوش به دامان حرم پناه برده اند. بیماری اکرم همچون طوفانی آرزوهای پدر و مادر را در هم ریخته بود . به حرم می روند. درپشت پنجره ی فولاد اکرم به خواب می رودصدای روح بخش قرآن، فضا را آکنده از معنویت نموده وقاری با صوتی حزین سوره ی الرحمن را تلاوت می کند ساعتی می گذرد . اکرم از خواب بیدار شد و هیجان زده پرسید. اون آقای سفید پوش کجا رفت. نگاه متعجب پدر و مادر به هم آمیخت .

پدر پرسید : دخترم کدوم آقا؟ اکرم با صدای لرزان گفت. همون آقایی که آمد و گفت ناراحت نباش و بعد دستهایش را به پهلوم کشید و گفت خوب شدی.مگر شماندیدین.

اکرم پاکدل شفا یافته بودو صورتش از شور و شادی می درخشید. زائران نظاره گر لحظه های استجابت بودند. جاذبه ی عشق و امید همه جا را گرفته بود. و صحنه ی شفایافتن اکرم بر خاطره هایشان نقش بست.[7]

 

هردرد که بی علاج باشد

از لطف رضا رسد به درمان

رضا نریمانی

شغل کارمند استانداری اصفهان

نوع بیماری: شکستگی ساعد دست چپ و قطع عصب و سیاه شدن استخوان

یک هفته مانده بود به عید قربان به مشهد می آید. به بارگاه امام رضا(ع) راه می یابد.با چشمانی اشکبار ،بت امام خویش، رازو نیاز می کند. خلوت می کند. به پنجره ی فولاد در صحن عتیق نزدیک می شود. خیل در ماندگان و بیماران نالان را می بیند و به جمع آنان می پیوندد هر لحظه خوابی که دیده بود در جلوی چشمانش مجسم می شود.

یک هفته مهمان امام رضا(ع) در پشت پنجره بود. آخرین شب هفته است. صحن و سرای حضرت نور باران است وچراغهای رنگارنگ آذین شده زیبایی فضای حرم را بیشار میکند.

آری شب عید است . عید سعید قربان . زائران غرق در دعا و زیارت ونماز وکبوتران حرم به جنب و جوش .

ساعت صحن ،عدد 2را مشخص ساخت. چشمان اشکبار رضا به خواب رفته بود. نور شدیدی ،او رابه خودآورد.

آنچنان شدید بود که همچون روز روشن شد. رضا ناگهان به خود لرزید و از جا بلند شد. متوجه دستش شد. انگکشتانش حرکت می کرد(یا امام رضا) سر میدهد خیل مشتاقان به طرف او می آیند. خودرا بر شانه های زائران می بیند. دیگر از آنهمه رنج و ناراحتی خبری نیست . بله دست و بازوی او که می بایست قطع شود اکنون با عتایت امام توان گرفت.[8]

و هزران کرامت دیگر که در کتاب های ویژه کرامات چاپ شده است.

 

 



1.  طبق نظر مورخ 24/6/70 دکتر نوروزی پزشک بیماری های اعصاب و روان، دوشیزه رقیه ناصری که قبلاً مبتلا به نوعی بیماری نوروتیکی لوده،هیچ علائمی از بیماری با خود ندارد.مجله زائر آبان 73 ص 26

2. این قضیه از یکی از خادمین حرم مطهر که شاهد جریان بوده نقل شده و در اختیار آقای مهدی خراسانی صاحب کتاب کرامات امام رضا علیه السلام گذاشته می شود .

3. ماهنامه حرم . روابط عمومی آستان قدس رضوی شماره 40 بهمن 75 .

4. ماهنامه زائر . آستان قدس رضوی شماره 30 بهمن 75 .

5. مجله زائر اردیبهشت 77 شماره دوم .

6. کرامات رضویه جلد اول

7. شماره 49 و 50 مجله حرم اسفند 76 .

8. مجله زائر شماره ششم آذر 76 .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

صلوات خاصه حضرت رضا(ع)

اَلهُمَ صَلِ عَلی عَلِیِ بنِ مُوسَی الرِضَا المُرتَضَی الاِمامِ التَقِیِ النَقِیِ وَحُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَری اَلصِدیقِ الشَهیدِ صَلوةََ کَثیرَةََ تامَهََ زاکِیَهََ مُتَواصِلَهََ مُتَواتِرَةَََ مُتَرادِفَهََ کَاَفضَلِ ما صَلَیتَ عَلی اَحَدِِمِن اَولِیائِکَ .

ترجمه: بارالها درود و رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده پیشوای پارسا ، منزه ، حجت تو برهر که روی زمین است . و هر که در خاک است . بسیار راستگو ، وشهید ، درودی و رحمتی فراوان ، کامل ، بابرکت ، متصل ، پیاپی همچون رحمتی که بر یکی از اولیاء ات فرستادی . برحمتک یا ارحم الراحمین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:5 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

زیارت امام رضا(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللهُ اکبرُ اَللهُ اکبرُ اَللهُ اکبرُ کَبیرا وَاَلحمدُ للهِ کَثیرا و سبحانَ اللهِ بُکرَة و اَصیلا الحمدُ للهِ عَلی هِدایَتِهِ لِدینِهِ وَ التَوفیقِ لِما دَعا اِلَیهِ مِن سَبیلِهِ . اَللهُمَ اِنَکَ اَکرَمُ مَقصُود وَ اَکرَمُ مَأتِی وَ قَد اَتَیتُکَ یا الهی مُتُقُرِبا اِلَیکَ بِابنِ بِنتِ نَبِیِکَ مُحَمَد صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَالِهِ. اَللهُمَ فَلا تُخَیِب سَعیِی وَ لا تَقطَع مِن فَضلِکَ رَجایی وَ اجعَلنی عِندَکَ وَجیها فِی الدُنیا وَ الاخِرَةِ   وَ مِنَ المُقَرَبینَ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الراحِمینَ.


اذن دخول دوم


اَلحَمدُلِلهِ الَذی هَدا نا لِهذا وَ ماکُنا لِنَهتَدِیَ لَو لا اَن هَدا اَنا اللهُ لَقَد جائَت رُسُلُ رَبَنا بِالحَقَ فَقُلتَ یا اَیُهَا الَذینَ امَنُو الا تَدخُلُو ابُیُوتَ النَبِیَ

اِلا اَن یُؤذَنَ لَکُم فَها اَنا ذا مُستَأذِنُکَ وَ مُستَأذِنُ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ الِهِ ءَاَدخُلُ یا اَللهُ ءَاَدخُلُ یا رَسولَ اللهِ ءَاَدخُلُ یا اَمیرَالمؤمِنینَ ءَاَدخُلُ یا مَولاتَنا فاطِمَةَ الزَهراءِسَیِدَةِ نِساءِ العالَمینَ ءَاَدخُلُ یا مولانا حَسَنَ بنَ عَلی ءَاَدخُلُ یا مَولاناحُسَینَ بنَ عَلی ءَاَدخُلُ یا مَولانا عَلیِ بنَ الحُسَینِ زَینَ العابِدینَ ءَاَدخُلُ یا مَولانا مُحَمَدبنَ عَلی ءَاَدخُلُ یا مَولانا جَعفَرَ بنَ مُحَمَد ءَاَدخُلُ یا مَولانا مُوسَی بنَ جَعفَر ءَاَدخُلُ یا مَولانا عَلِیَ بنَ مُوسَی الرِضا ءَاَدخُلُ یا مَولانا مُحَمَدَ بنَ عَلی ءَاَدخُلُ یا مَولانا عَلیَ بنَ مَحَمَدِ ءَاَدخُلُ یا مَولانا حَسَنَ بنَ عَلی ءَاَدخُلُ یا مَولانا حُجَةَ بنَ الحَسَنَ صاحِبَ الزَمانِ ءَاَدخُلُ یا اَیَتُهَا المَلائِکَةُ المُوَکِلُونَ المُقیمُونَ المُحدِقُونَة الحافِظُونَ فی هذَا الحَرَمِ الشَریفِ المُبارَکِ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ .


چون داخل شدی بایست و بگو


بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ فی سَبیلِ اللهِ وَ عَلی مِلَهِ رَسُولِ اللهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ الِه اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلا اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ اَشهَدُ اَنَ مُحَمَداَََ عَبدُهُ وَ رَسُولُُه اَللهُمَ صَلِ عَلی مُحَمَدِِ وَ الِ مُحَمَدِِ.


زیارت پیش روی مبارک


اَلسَلامُ عَلَیکَ اَیُهَا الاِمامُ الغَریبُ اَلسَلامُ عَلَیکَ اَیُها اِلامامُ الشَهیدُ اَلسَلامُ عَلَیکَ اَیُهَا اِلامامُ المَعصُومُ اَسَلامُ عَلَیکَ اَیُهَا الاِمامُ المَظلُومُ اَلسَلامُ عَلَیکَ اَیُهَا الاِمامُ المَغمُومُ اَلسَلامُ عَلَیکَ اَیُهَا الاِمامُ الهادی وَالوَلِیُ المُرشِدُ اَبرَءُ اِلَی اللهِ تَعالی مِن اَعدائِکَ وَاَتَقَربُ اِلَی اللهِ تَعالی بِمُوالاتِکَ اَلسَلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.


زیارت پایین پای مبارک


صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا مَولایَ صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا مُقتَدایَ صَلَی اللهُ عَلی رُوحِکَ الطَیِبُ وَجَسَدِکَ الطاهِرِوَ بَدَنِکَ الزَکِیَ صَبَرتَ وَ احتَسَبتَ وَ اَنتَ الصادِقُ المُصَدَقُ قَتَلَ اللهُ مَن قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللهُ مَن ظَلَمَکَ بِالأیدی وَ الألسُنِ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ یا مَؤلایَ وَابنَ مَؤلایَ کُن شَفیعی وَ شَفیعَ والِدیَ بِحَقِکَ وَ بِحَقِ جَدِکَ وَ ابائِکَ الطَیِبینَ الطاهِرینَ المَعصُومینَ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

زیارت

زیارت یعنی دیدار و ملاقات و در اصطلاح یعنی حضور در پیشگاه با شرافت ائمه معصومین (ع) و دیدار معنوی و ملاقات روحانی با حجت های الهی.

زیارت یعنی ایجاد ارتباط و برقرار نمودن پیوند قلبی با امام و پیشوای معصوم زیارت یعنی قراردادن خویش در حوزه ی استعاذه و استفاضه از امام .

زیارت یعنی تکریم و تجلیل از پیشوایانی که لحظه ای از اندیشه ی هدایت و ارشاد و تعلیم غفلت نداشته و سراسر عمر پربار خویش را در جهت تعلیم و ارشاد مردم مصرف کرده اند .

زیارت یعنی تقدیر و سپاسگذاری از زندگی سراسر ایثار و فداکاری و جانبازی موالیان دین .

زیارت یعنی تجدید میثاق و تحکیم عقد بیعت با ا مام و پیشوای خود.

زیارت یعنی خلوت گزیدن و راز و نیاز داشتن وانس یافتن با حجت خدا.

زیارت یعنی صیقل دادن روح و شستشو دادن قلب از آلودگی گناه.

زیارت ملاقات است که از سرمحبت و اخلاص صورت گرفته و نتیجه ی آن همسو شدن و هم جهت شدن همراه شدن و هماهنگ شدن با عمل و رفتار و شیوه ی امام (ع) خواهد بود.

زیارت دیداری است از سر شوق و شوق دیدار و زائرآن مشتاق بی قرار دیدار است.

زیارت عاملی است برای تزکیه نفس و تصفیه روح و موعدی است مناسب برای محاسبه ی نفس.

زیارت ادای اجر رسالت است چرا که خود نشان مودت است.

زیارت حضور مرید است در محضر مراد.

زیارت باز یافتن انسانی درمانده است در بارگاه کریمی مرتبط با خزانه غیب . توسل جستن درمانده ای به دامن بنده ای مقرب و آبرومند در درگاه رب الارباب.

زیارت هجرتی است برونی و بالاتر از آن هجرتی درونی است که شیفته ی دلسوخته با طی راه به سوی آن امام معصوم می آید به سوی  بنده ی محبوب نزد خدا.

زیارت تجدید قواست برای پیمودن سراط مستقیم و برگرفتن توشه و زاد راه برای سفری دور و داراز.

زیارت ذکر و تذکر است. دکری غفلت کش و تذکری جهل سوز و نیز به یاد آوردن مسئولیت سنگین بندگی در تحمل بار امانت الهی زیارت تفریح روح است و نشانه ی تقوای دل .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

فضیلت زیارت امام رضا(ع)

از امام جعفر صادق (ع) منقول است که رسول خدا (ص) فرمودند هر آینه پاره ای از تن من در خراسان دفن خواهد شد که زیارت نمی کند او را مومنی مگر این که خدا بهشت را براو واجب میکند و بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد کرد.

حضرت علی (ع) فرمودند : مردی از نسل من در خراسان به وسیله ی سم مظلوم وار به شهادت می رسد . اسم او اسم من است و اسم پدرش اسم موسی بن عمران (ع) می باشد . هر کس او را زیارت کند خدا گناهان گذشته و آینده ی او را می بخشد.

امام صادق (ع) فرمودند : کشته می شود فرزند پسرم در سرزمین خراسان در شهری که گفته می شود طوس . هر کس او را زیارت کند در آن شهر در حالی که معرفت به حق آن حضرت داشته باشد او را روز قیامت به دست خودم وارد بهشت می کنم . گفتم فدایت معرفت به حق آن حضرت چیست ؟ حضرت فرمودند : یعنی بداند که اطاعت آن حضرت واجب است و او شهید و غریب است . کسی که زیارت کند آن حضرت رادر حالی که معرفت به حق آن حضرت داشته باشد خدا اجر هفتاد شهید از شهدایی که همراه رسول خدا برای اسلام جنگیدند و شهید شدند اعطا می کند .

حضرت رسول (ص) فرمودند : پاره ای از تن من در زمین خراسان مدفون گردد و هیچ مومنی زیارت نکند او را مگر آن که حق تعالی بهشت رابرای او واجب گرداند ، آتش جهنم رابر او حرام کند .

امام رضا(ع) فرمودند : کسی که مرا زیارت کند در خانه ی دور من . روز قیامت در سه مکان به فریاد او خواهم رسید تا این که او را از مشکلات مکان ها نجات بدهم .

اول) روزی که نامه ی خلایق را به آن ها بدهند .

دوم) به هنگام عبور از سراط .

سوم ) به هنگام میزان (که اعمال بندگان در آن جا سنجیده می شود)

از یاسر خادم نقل شده است که امام رضا(ع) فرمودند : آگاه باش و بدان که من کشته می شوم و به وسیله ی سم در حالی که به من ظلم شده است و دفن می شوم در مکانی غریب . پس هرکس بار سفر بندد به طرف زیارت من ، دعایش به اجابت و گناهنش بخشیده می شود .

از عبدالعظیم حسنی نقل شد که گفت شنیدم از امام جواد(ع) که حضرت فرمودند : زیارت نمی کند پدر مرا احدی از مردم که به توسط باران یا سرما یا گرما در این راه اذیت شده است مگر اینکه خداوند متعال بدن او را بر آتش جهنم حرام می کند.

امام رضا(ع) فرمودند : همانا هرکس مرا زیارت کند در حالی که عارف به حق من باشد پس من و پدرانم شفیعان او هستیم روز قیامت .

سلیمان بن حفض گفت از موسی بن جعفر(ع) شنیدم که فرمود هر کس قبر فرزندم علی را زیارت کند خداوند ثوابی معادل هفتاد حج مبرور (کسی که طاعتش پذیرفته شده )به او اعطا  می فرماید .

با تعجب پرسدم : هفتاد حج مبرور ؟ فرمود : آری .

فرمود : بعضی از حج ها در پیشگاه خدا قبول نمی شود . هرکس فرزندم را زیارت کند یا شبی در کنار قبر او بسر برد ، مانند کسی است که خداوند را در عرش زیارت می کند.

برای زوار امام رضا ضمانت شده که خداوند گناهان اورا می بخشد.

امام جواد (ع) فرمود : هر که قبر پدرم ، حضرت رضا(ع) را در توس زیارت کند خداوند گناهان او را می بخشد و روز قیامت در کنار حضرت رسول (ص) خواهد بود .

حمرت بن حمران از امام صادق (ع) نقل می کنند که فرمود : هر که نواده ی مرا در توس خراسان با معرفت به حقش زیارت کند اجر هفتاد شهید از شهدایی که در کنار رسول الله(ص) پیکار کرده اند به او داده می شود .

به نحو شگفت انگیزی به زوار امام رضا(ع) که عارف به حق او باشند ثواب و پاداش داده می شود .

قیامت که هیچ کس به یاد دیگری نیست . حضرت رضا (ع) در تلاش نجات زائر خویش است .

علی بن مهزیار گفت : به حضرت جواد (ع) گفتم . پاداش زائر چیست فرمود : «اَلجنَهَ وَاللهَ» به خدا قسم بهشت .

حضرت رسول (ص) فرمود : هیچ غمگینی او را زیارت نمی کند مگر اینکه خدا غم از دلش بزداید و هیچ زائر گناهکاری مگر اینکه خدای تعالی گناهانش را بیامرزد .

بنابراین در این دریای مطلاطم زندگی که پیوسته اندوه و غم او را در معرض خطر قرار می دهد . حضرت رضا (ع) را با معرفت با معرفت با معرفت باید زیارت کرد تا وجود از این تلاطم رها و دل از صفات ناپسند زدوده و توشه برای سفر آخرت فراهم شود.

در حرم حضرت رضا(ع) دو رکعت نماز با شرایط خاص به جا آوردن موجب برآمدن حاجت است .

صقربن دلف گفت : از حضرت هادی ، علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا(ع) شنیدم که فرمود :

هر که برآورده شدن حاجتش را از خدا بخواهد ، باید غسل کرده به حرم حضرت رضا (ع) مشرف شده و در بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز بخواند ودر قنوت نماز آن چه بخواهد (در صورتی که کار حرام یا قطع رحم و خویشاوندی نباشد ) از خدا بخواهد ، خدای تعالی نیازش را برآورده سازد .

هر که به زیارت من رهسپار شود و عارف به حق من باشد دعایش مستجاب و گناهانش بخشوده می شود .

بارگاه من باغی از باغ های بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است که مرتباً فوج فوج تا روز قیامت از آسمان نزول می کنند و فوجی دیگر به آسمان صعود می نمایند.

آداب زیارت

آداب زیارت بسیار است به چند مورد اکتفا می کنیم .

غسل پیش از بیرون رفتن برای سفر زیارت ، ترک کلام بیهوده ، پوشیدن جامه های پاک و پاکیزه و نیکو(سفید بهتراست) ، خاضع و خاشع بودن ، ذکر و تکبیر و تمجید و تسبیح و صلوات فرستادن ، فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور و این که می بیند ایستادن او را ، می شنود کلام او را جواب می دهد سلام او را ، تدبر در محبتی که به امام دارد و تامل در خلافکاری ها به خاصان و ارادتمندان ایشان . ایستادن در وقت خواندن زیارت اگر غذری ندارد درد پا،دردکمر ، در کنار ضریح بخواند خدارابحق صاحب قبر که او را از اهل شفاعت آن بزگوار قرار دهد ، بجاآوردن نماز زیارت و اقل آن دو رکعت است ، دعا بعد از نماز جهت دنیا و آخرت .

شیخ شهید از جمله آداب زیارت تلاوت قرآن را برشمرده و هدیه کردن آن به روح مقدس مزرورکه نفع آن به زیارت کننده می رسد توبه و استغفار نمودن ، انفاق کردن به قدر توان بخصوص به سادات و کسانی که در غربت هستند و نیازمند هستند.

خانم ها دقا داشته باشند که در هنگام زیارت در جمعیت زنان بوده و لباس تجملی به تن نداشته و از لباسهای نفیس استفاده نکنند. حتی الامکان از لباس ساده استفاده کرده زیرا در جمع خانم ها ممکن است زائرنداری با دیدن لباسهای نفیس و گران قیمت از حال زائر بیرون آید. و از همه مهم تربرای زیارت باید دلی مملو از عشق به آن امام داشت و شوق و شور زیارت با این نیت که خدمت آقایی می رسد که عزیز است پیش خدا معصوم است . زائرش را دوست دارد. می داند که آن زائر با چه امید به زیارتش آمده و امید شفاعت دارد . زیارت عشق است و کار دل .

منزلگه یــــار است دل ،ماوای دلدار است دل

از غیر بیزار است دل ،کی جای اغیار است دل

جمعیت خـــاطره مده از دست ، بهر کار تــن

در بارگاه قدس جــــان، پیوسته در کار است دل

گر در ره دلدار نیست ، براهل دل عار است جــان

از مهر جانان گر تهیست بر دوش جان باراست دل

از پــرتو رخســـــــار او،جـــان مجمع انوار شد

از عکس خــال و خط او ، پیوسته گـلزار است دل

تا در دل من جا گرفت ، عشقش بدل مــاوا گرفت

کار جـــــنون بالا گرفت ، از عقل بیـزار است دل

زائر عزیز !


وقتی داخل حرم می شوید،و می بینید نماز جماعت منعقد شده است ابتدا نماز بگذارید پیش از آم که زیارت کنید یعنی ابتدا نماز جماعت بعد زیارت وگرنه ابتدا زیارت کنید و اگر در بین زیارت نماز بپا شد مستحب است برای شما که زیارت را قطع کنید و نماز جماعت را بجای آورید و بر ناظر حرم است که مردم را امر بر نماز کند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

سفرهای شاه عباس به مشهد

صاحب مطلع الشمس نقل کرده که در بیست وپنجم ذی الحجه 1006شاه عباس اول وارد مشهد مقدس گردید. دید که حرم مطهر را عبدالمومن خان اوزبکی غارت کرده و غیراز محجر طلا چیز دیگری در آن جا نگذاشته در بیست و هشتم ذی الحجه از مشهد به هرات رفت . هرات را استرداد کرده بعد از نظم آن جا ، به مشهد برگشت .

یک ماه در مشهد توقف نموده و از کارهایی که آن جام داد مرمت کردن صحن مقدس امام رضا(ع) بوده و پس از آن برگشت .

در اواخر سال 1008مجددا شاه عباس به مشهد مقدس سفر کرد.

زمستان آن سال رادر مشهدگذرانده و خدمتگذاری در آستان مقدس را به عهده می گیرد. شبی با قیچی سر شمع هارا می گرفته شیخ بهایی بالبدیهه این رباعی را انشاء می کند:

پیوسته بود ملائک علیین

پروانه شمع روضه ی خلدآیین

مقراظ باحتیاط زن ای خادم

ترسم ببری شهپر جبریل امین

درسال 1009بنا به نذری مه شاه عباس کرده بود که پیاده به مشهد بیاید پیاده به مشهد مشرف گشت و در28 روزآن مسافت راپیمود . صاحب تاریخ عالم آرا این اشعار رادر این زمینه گفته:

غلام شاه مردان شاه عباس

شه والاگهر خاقان امجد

بطوف مرقد شاه خراسان

پیاده رفت با اخلاص بیحد

پیاده رفت شد تاریخ رفتن

زاصفا هان پیاده تا مشهد

در این سفر صحن مبارک را وسعت داد و ایوان علی شیر که در گاه روضه متبرکه از آن جا بوده و در یک گوشه صحن اتفاق افتاده بود و بدنما ، در وسط قرار داد و ایوانی مقابل آن در دو طرف ساخت و خیابانی از دروازه ی غربی شهر تا شرق طرح کرد که از دو طرف به صحن رسیده و از میان ایوان ها می گذشت .

همچنین چشمه ها و قنات ها ، احداث کرده به شهر آورد و نهری از میان خیابان و حوضی بزرگ در وسط صحن احداث نمود که آب نهر از حوض گذشته تا به خیابان شرقی وارد و جاری شود در بناهای صحن کتیبه ها به خط میرزا محمد رضای صدرالکتاب و علیرضای عباسی و محمد رضا امامی ترسیم شده و هم شاه عباس قبه ی مطهره را به طلا تذهیب کرد چنانچه در کتیبه ی قبه ی مطهره به آن اشاره شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

نامه ی امام رضا(ع) به عبدالله بن جندب

امام رضا(ع) برای عبدالله بن جندب نوشت : اما بعد براستی محمد(ص) در میان خلق ، امین خدا بود و هنگامی که وفات کرد ما خانواده وارثان او بودیم و ما در زمین خدا امناء او هستیم . علم بالاها و مرگ و میرها و انسان عرب و علم پیدایش اسلام نزد ماست و براستی ما خاندان هر مردی را که ببینیم می شناسیم که او از روی حفیقت ایمان آورده یا منافق است . شیعیان ما بنام خود و پدران شان ثبت دفتر ما هستند .

خداوند از ما و آن ها تعهد گرفته ، شیعیان ما از سرچشمه ی ما آب می نوشند و به راه ما می روند جز ما و آن ها کسی در کیش اسلام نیست ما نجیب و ناجی هستیم و ما بازماندگان پیامبران ایم و ما فرزندان اوصیا ایم و ما صاحب امتیاز در کتاب عزوجل می باشیم . ما از همه مردم به کتاب خدا داناتریم و ما از همه ی مردم به رسول خدا نزدیک تریم ما کسانی هستیم که خداوند دینش را برای ما تشریح کرده.

خداوند علم آنچه را که باید بدانیم به ما آموخته و ما وارثان رسولان اولوالعزمیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

موزه ی آستان قدس رضوی

موزه ، موزه محلی است که در آن مکان مجموعه از آثارباستانی و هنری و اشیاء نفیس را نگهداری و به معرض نمایش می کذارد . یکی از موزه های مشهور جهان موزه آستان قدس رضوی است که به لحاظ اهمیت اشیاء از بزرگ ترین موزه های ایران است.

موزه ی آستان قدس رضوی در سال 1324هجری خورشیدی افتتاح شده و در سال 1356 به مکان فعلی انتقال یافته است.

دانشگاه علوم اسلامی رضوی _ دارالشفاء و مهمانسرای حضرت از دیگر مکان های آستان قدس رضوی می باشد .

لازم به ذکر است کتابخانه ی مسجد گوهرشاد در شلع غربی بست شیخ بهایی واقع و دارای 1200متر مربع زیر بنا بود.

این کتابخانه به سبک معماری سنتی بنا گردیده و یک سالن و یک تالار اصلی مطالعه داشته است.

مخزن کتابخانه ی مسجد گوهرشاد دارای صدها کتاب نفیس خطی و هزاران جلد کتاب چاپی در زمینه های علوم اسلامی از قبیل تفسیر ، علوم قرآنی ، فقه ، حدیث و علوم دیگر از جمله تاریخ ، پزشکی و ستاره شناسی بود .

کتابخانه ی مسجد که در سال 1332 هجری خورشیدی تاسیس گردید در اجرای طرح نوسازی فلکه حضرت تخریب و مجددا در سال 1369در محل فعلی احداث و بازگشایی شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

صحن های پیرامون حرم مطهر

صحن ها ، فضاهای باز اطراف روضه ی منوره هستند مه در ایام و لیالی مخصوص ، محل آن جام مراسم مذهبی و بعضا محل اقامه نماز جماعت است . تعداد شش صحن در اطراف بارگاه ملکوتی امام (ع) پذیرای زائران است.آن ها عبارتنداز:

1- صحن انقلاب(صحن عتیق یا صحن کهنه) ، در شمال حرم قرار دارد . اضلاع غربی و شمالی و شرقی صحن به ترتیب به بست های شیخ طوسی ، شیخ طبرسی و شیخ حر عاملی متصل است . نیمه ی جنوبی صحن انقلاب از بناهای امیر علیشیرنوایی ، وزیر سلطان حسین بایقرااست که در سال  872  قمری ساخته شده و نیمه ی شمالی و اضلاع شرقی و غربی آن مربوط به عهد صفویه است.

مکان های تاریخی دراین صحن ، نقاره خانه که یکی از واحد ها و آثاربسیار زیبا و تاریخی این صحن است . ساختمان نقاره خانه بر روی ایوان شرقی صحن قرار دارد.

نقاره زنی در آستانه ی مقدسه از گذشته ای بس دور آن جام می گرفته و به صورت یک سنت در آمده است .

آغاز نقاره زدن در آستان قدس رضوی بنا بر شواهد تاریخی از اواسط قرن نهم ( زمانی که میرزاابوالقاسم بابرنوه میرزا شاهرخ تیموری به مشهد آمد ) یعنی سال 860 هجری قمری مرسوم گردید.

در کتاب مهمان نامه ی بخارا سخن از نقاره زنی در آن عصر آمده تاریخ عالم آرای عباسی نیز اشاره به تقاره زنی در عهد صفویه نموده است.

از آن زمان تا کنون سالیان متمادی است که نقاره خانه حضرت به صدا در می آید.

در طول سال به جز دوماه محرم و صفر و سایر ایام سوگواری در هر شبانه روز دونوبت دقایقی قبل از طلوع آفتاب و غروب آفتاب به وسیله نوبت چیان رسمی آستان قدس ، طبل و نقاره با آهنگی خاص به صدا در می آید و با نواختن آخرین ضربه طلوع و غروب خورشید را اعلام می دارد .

سقاخانه ی نادری ، سقاخانه ی نادری معروف به اسماعیل طلایی نیز از بناهایی است که دارای قدمت می باشد این بنا در وسط صحن عتیق جای دارد . منبع آب این سقاخانه به ظرفیت یه کُر آب از سنگ مرمر ویک پارچه است که به دستور نادر شاه از هرات آورده شده است بر فراز آن بنایی هشت ضلعی است .

مقبره شیخ حر عاملی ، در ضلع شمالی این صحن قرار دارد . آرامگاه مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی در شمال این صحن جنب ایوان عباسی واقع شده .

2-صحن آزادی (صحن نو) ، در شرق حرم مطهر واقع شده واز بناهای عصر فتحعلی شاه قاجار می باشد . راه اصلی تشرف به روضه منوره از طریق ایوان طلای صحن آزادی در ظلع غربی آن است. مقبره شیخ بهایی در زاویه جنوب غربی این بنا قرار دارد .

3-صحن امام خمینمی (صحن موزه ) ، این بنای وسیع در جنوب شرقی حرم مطهر بین مسجد گوهر شاد و موزه قرار دارد و راه اصلی ورود به موزه های آستان قدس است بنای صحت امام مربوط به سال 1316هجری شمسی است .

4- صحن قدس ، از بناهای بعد از انقلاب اسلامی است . در جنوب حرم بعد از مسجد گوهر شاد می باشد. در وسط صحن سقاخانه ای زیبا با نمای بیت المقدس ساخته شده است .

5- صحن جمهوری اسلامی ، این بنا در غرب حرم مطهر ساخته شده که در وسط آن سقاخانه ای ودر کنار آن ساعت آفتابی وجود دارد و بعد از انقلاب ساخته شده است.

6- صجن جامع رضوی ، که جنوب صحن امام و صحن قدس و بست شیخ بهایی و صحن جمهوری را در بر می گیرد دردست اتمام می باشد .

7- دوصحن شرقی و غربی صحن جامع رضوی ، که در حال اتمام است.

مسجد گوهر شاد ، مسجد گوهر شاد یکی از باشکوهترین و زیباترین مساجد ایران است که با شش قرن سابقه ی تاریخی در کنار مضجع شریف امام هشتم (ع ) همچنان پابر جا مانده است و شکوه و عظمت خودرا حفظ کرده .

مسجد گوهرشاد را می توان یکی از صحن های جنوبی روشه ی رضوی دانست.

ابعاد این بنای تاریخی حدود 56در 51 متراست و دقیق بگوییم 65/51 ضربدر 30/56 متر و دارای چهار ایوان بزگ تاریخی و هفت شبستان است .

مساحت کل مسجد بالغ بر 9410 متر مربع است .

در وسط صحن مسجد حوضی به صورت هشت ضلعی مدور با سنگی کاسه ای شکل در وسط آن ساخته شده است . مساحت حوض 120 متر مربع ودر اطراف آن 4عدد سقاخانه ی محرابی شکل وجود دارد.

مسجد گوهرشاد به دستور گوهر شاد خاتون همسر شاهرخ گورکانی ساخته شده است و بنای آن طبق شواهد موجود از سال 818 هجری قمری آغاز ودر سال 821 به پایان رسیده است . ایوان ضلع جنوبی مسجد که به ایوان مقصوره مشهور است از اهمیت خاصی بر خوردار است و دارای گنبدی زیبا و دو مناره ی بلند به ارتفاع 40 متر می باشد .

کتیبه ی زیبای بایسنقر میرزا که از شاهکار های هنر کتیبه نویسی است بر پیشانی ایوان دیده ی بینندگان را مات خود می سازد .

کتابخانه ی مرکزی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی در شمال غربی صحن عتیق احداث و گنجایش حدود دو هزار نفر مراجعه کننده و آن جام خدمات کتابخانه ای برای گروه های مختلف را دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

رواق های پیرامون حرم مطهر

اماکن سر پوشیده ی اطراف حرم مطهر که رواق نام دارند ، بنا هایی هستند که به مرور در اطراف روضه ی مقدسه ساخته شده و تدریجاً تغییراتی در آن ها راه یافته است.

هر یک از این بناها دارای موقعیت مکانی و ابعاد و کیفیت و سابقه تاریخی و تزیینات و کتیبه هایی نفیس است :

1. رواق رواق دارالحفاظ ، رواق تاریخی دارالحفاظ در جنوب حرم واقع شده ودر طلای حرم از پیش روی مبارک به این رواق گشوده می شود.

دارالحفاظ از بناهای عهد تیموریاناست که به دستور بانو گوهرشاد همسر شاهرخ میرزای تیموری بنا شده.

2. رواق دارالسیاده ، این بنای تاریخی در غرب و جنوب غربی حرم واقع شده است و متصل به دارالحفاظ است بنای این رواق نیز مربوط به عهد تیموریان و از بناهای گوهرشاد است.

3. رواق گنبد حاتم خانی ، رواق حاتم خانی در مشرق حرم مطهر واقع شده و مربوط به عهد صفویه است . درِ طلای پایین پای مبارکه به این رواق گشوده است .

بانی آن حاتم بیک اردو بای از وزرای شاه عباس صفوی بوده و بنا را در سال 1011 قمری ساخته است.

4. رواق دارالسعاده ، از بناهای شرقی حرم و پایین پای مبارک است که به رواق حاتم خانی متصل و مربوط به عهد قاجاریه می باشد که در سال 1259 قمری ساخته شده .

5. رواق دارالفیض ، این بنا در شمال حرم و پشت سر مبارک واقع و به روضه ی منوره متصل است . تاریخ بنای اولیه این رواق را عهد صفوی ذکر کرده اند.

6. رواق دارالشکر، دارالشکر نیز در شمال حرم و متصل به مسجدبالاسر است . و به حرم مطهر نیز راه دارد.

به نقل تاریخ اصل مکان اولیه این بنا مربوط به عهد صفویه است.

7. رواق توحید خانه ، در شمال حرم مطهر بین دارالفیض و صحن انقلاب (صحن عتیق) واقع شده و پنجره فولاد در صحن در ضلع شمالی توحید خانه جای دارد و از پشت این پنجره ضریح مطهر نمایان است. معروف است که این رواق محل تدریس مرحوم ملامحسن فیض کاشانی بوده که آن رادر سال  1072قمری بنا نهاده است.

8. رواق گنبد الله وردی خان ، این رواق یکی از بناهای بسیار جالب و زیبای آستان قدس است که در شمال شرقی حرم واقع و به صورت کثیرالاضلاع هشت ضلعی است و از طریق  7ممر به بناهای اطراف راه دارد .

بانی این بنا الله وردی خوان از رجال عهد صفویه است .

تاریخ بنای رواق راسال 1021 قمری نوشته اند .

9. رواق دارالضیافه ، این رواق در شمال شرقی حرم در زاویه بین دو صحن آزادی (صحن نو) و انقلاب (عتیق) واقع شده . بنای اصلی این رواق از قدیم بوده که پس از ساختن صحن آزادی این مکان در سال  1301قمری به صورت رواق در آمده است.

10. رواق دارالشرف ، از بناهای غربی حرم است و به ایوان طلای صحن عتیق راه دارد . به نقل تاریخ محل این رواق یکی از مکان های تاریخی و قدیمی آستان قدس بوده . احداث اصلی بنا را به سلطان محمدبن مسعوداز امرای سربداران نسبت می دهند.

11. رواق دارلاخلاص ، کوچک ترین رواق در غرب حرم و مقابل مسجد بالاسربوده و اکنون جزء مسجددرآمده است .

12. رواق درالسلام ، این بنادر جنوب شرقی حرم به موازات دارالحفاظ قرار دارد . محل اصلی رواق نیز از بناهای زمان تیموریان است.

13. رواق دارالعزه ، نیز در جنوب شرقی حرم در کنار دارالسلام قرار دارد . این بنا در قدیم محل آسایشگاه و کشیک خانه ی خدام بوده در سال 1343 هجری شمسی به صورت رواق در آمده . اکنون قسمتی از شمال این رواق بیت خدام است.

14. رواق دارالسرور ، در جنوب شرقی حرم و یکی از راه های اصلی تشرف به حرم از صحن آزادی است . در سال1343 هجری شمسی به صورت رواق درآمده.

15. رواق دارالذکر ، یکی از بناهای نسبتاً جدیدالاحداث است که در جنوب شرقی حرم در زاویه جنوب غربی صحن آزادی (صحن نو) قرار دارد . این بنا ابتدا مدرسه علی نقی میرزا بوده ودر سال های 1342 و 1344 هجری شمسی به صورت رواق در آمده.

16. رواق دارالزهد ، بنای جدید دارالزهد نیز درجنوب شرقی حرم واقع شده و به صحن امام راه دارد و بین سال های 1350تا 1352 هجری شمسی ساخته شده است.

17. رواق شیخ بهایی ، از بناهای جنوب شرقی حرم و متصل به صحن امام (صحن موزه )و صحن آزادی (صحن نو) می باشد این بنا آرامگاه شیخ بهایی است . شیخ در سال 1031 هجری قمری وفات یافته است و در سال 1364 هجری قمری بازسازی شده است و به صورت رواقی در آمده است .

18. رواق دارالعباده ، این بنای جدیدالاحداث نیز در جنوب شرقی حرم واقع در سال      1353 هجری شمسی ساخته شده است.

19. رواق دارالولایه ، که بعد از انقلاب اسلامی احداث شده است.

20. رواق دارالهدایت ، از رواق های جنوب غربی حرم است و10در ورودی دارد .

21. رواق دارالرحمت ، این رواق زیبا در جنوب دارالهدایت به صورت مستطیل ساخته شده است.

22. دو رواق در حال احداث یکی در جنوب دارالضیافه و دیگری در جنوب مهمانسرای حضرت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

اماکن بقعه مبارکه

حرم مطهر

بقعه ی مقدسه ی رضوی که گنبد بر فراز آن است از روزهای پس از شهادت مظلومانه ی علی بن موسی الرضا (ع ) بالغ بر هزار دویست سال است که همچون نگینی در مرکز ابنیه آستان قدس واقع شده است و عاشقان ولایت پروانه وار گردش جمع اند.

ضریح مقدس

بنا بر شواهد تاریخی ، نصب ضریح بر مضجع شریف امام از زمان صفویه بوده و از آن جا تا کنون چهار ضریح برای مرقد منور امام ساخته و نصب شده است.

سنگ تاریخی مرقد منور امام

اولین سنگ مزار حضرت که مربوط به سال 516 ه ق است موجود و اکنون در موزه مورد بازدید زائران است.

این سنگ مرمر تاریخی که 40سانتی متر طول و 30سانتی متر عرش و 6 سانتی متر ضخامت دارد در اوایل قرن ششم بر مرقد امام (ع ) نصب شد و دارای کتیبه ای محرابی شکل است که شبیه به خط کوفی نوشته شده و در پایان آن نام ابوالقاسم احمدبن احمدالعلوی الحسینی مکتوب است.

گنبد طلا

گنبد طلا که برفراز بارگاه امام (ع) قرار دارد به روایتی مربوط به قرن ششم است . گنبد ابتدا تا قبل از صفویه به وسیله کاشی آراسته شده بود ودر زمان صفویه اولین بار شاه طهماسب صفوی در سال 932 قمری اقدام به طلا کاری آن نمود ودر کنار گنبد گلدسته را نیز ساخته و آن را طلاکاری نمود . قسمتی از طلای گنبد که به وسیله ازبک هابه تاراج رفته بود بار دوم شاه عباس صفوی به سال 1016قمری اقدام به طلا کاری و مرمت آن نمود .

کتیبه ی کمربندی دور گنبد که به خط علیرضا عباسی خطاط عهد صفویه است بیان کننده ی این طلا کاری به وسیله ی شاه عباس است.

کتیبه ی دیگر در چهار ترنج به دور گنبد خالی از تزیین و مرمت گنبد در زمان شاه سلیمان صفوی است .

ارتفاع گنبد از کف حرم تا زیر سقف 18/80 متر و تا انتهای گنبد حدود 31 متر است و دور سطح خارجی آن 42 متر است.

مسجد بالاسر

بعداز حرم مطهر ، یکی از کهن ترین و تاریخی ترین اماکن اطراف روضه منوره مسجد بالای سر است.

بنای اولیه این مکان مقدس مربوط به عهد غزنویان است و حدود هزار سال سابقه تاریخی دارد.

مسجد بالاسردر مغرب حرم مطهر واقع شده است و متصل به صفه ی بالاسر مبارک است.

بانی مسجد بالایر ابوالحسن عراقی معروف به دبیر از رجال عصر غزنویان می باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

تاریخچه بقعه مبارکه

شهر مشهد که در حال حاضر مرکز استان خراسان است در قدیم دهی به نام سناباد بود که نواحی نوغان طوس به شمار میرفت و شهر طوس که اکنون آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در آن جاست در چهار فرسخی مشهد قرار گرفته و بنای آن را به طوس بن نوذر در زمان کیخسرو نسبت داده اند.

شهر طوس در جنگهای مغول و زمان تیمور لنگ مورد قتل عام قرار گرفت و سکنه ی آن آواره شده وبه جوار مرقد حضرت رضا (ع) پناهنده شدند.

پس از امیر تیمور پسرش شاهرخ بجبران خرابی های گذشته امیر سید خواجه را بطوس فرستاد که قلعه ی شهر طوس را تعمیر کند ولی مردم طوس که در پناه مرقد مطهر رضوی گرد آمده بودند به بازگشت خود به طوس راضی نشدند و آن محل شریف را مامن خود قرار دادند .

شیخ صدوق می نویسد من در سال 352از رکن الدوله دیلمی برای زیارت مرقد مطهر حضرت رضا(ع) اجازه گرفتم چون از پیش او بیرون آمدم مجدداً مرا برگردانید و گفت این مشهد مبارکی است که تو به زیارت آن می روی . من هم به زیارت آن مشرف شده ام و حوائجی که از خدا خواسته ام از برکت آن بر آورده شده است از تو تقاضا دارم از جانب من نیز زیازتی کنی و برای من دعای خیر نمایی.

در زمان سبکتکین به دستور وی خرابی هائی به بقعه مبارکه وارد آمد ولی پس از او پسرش سلطان محمود غزنوی در اواخر قرن چهارم دستور داد که بنا را تجدید و بارگاه نیکو و باشکوهی ساختند.

در زمان سلاجقه از جانب ترکان غز خراسان را مورد حمله و تاخت و تاز قرار داده و مجدداً خرابی هایی بر بقعه مبارکه وارد آمد ولی به فاصله ی کمی در عهد سلطان سنجر به دستور وی شرف الدین ابوطاهر قمی تغییراتی در روضه ی منوره به عمل آورد.

در حمله ی مغول آن قوم وحشی نسبت به آستان قدس رضوی نیز تعرضاتی شد و خرابی روی داد البته به خود مرقد مطهر آسیبی نرسد بلکه گنبد و دیوار ها و غیره مورد تعرض قرار گرفت .

در زمان شاه عباس صفوی صحن حرم وسعت یافت و تزیینات زیادی به عمل آمد ولی در سال 1048 زلزله سختی در مشهد روی داد که گنبد مطهر با قسمتی از ابنیه ی روضه منوره خرابی و شکاف یافت و دو سال بعد در سال 1086شاه سلیمان صفوی مجدداً به مرمت و تذهیب همت گماشت . شاه طهماسب صفوی گنبد حرم را به آجرهای مطلا تذهیب کرد و یک مناره ی زیبایی ساخت .

در سال 1330هجری قمری آستان قدس رضوی بوسیله ی سربازان روس تزاری به توپ و دچار صدمه و خرابی گردید و یک سال بعد نیرالدوله که به ایالت خراسان منصوب شده بود کمر همت بست و خرابی ها را ترمیم کرد و در سال ها بعد و دوران بعدی نسبت به وسعت دادن و زینت بخشیدن و تذهیب نمودن گام های بسیار نیکویی برداشته شد.

غرق نوراست و طلا گنبد زرد رضا

بوی گل بوی گلاب می رسد از همه جا

مثل یک خورشید است می درخشد از دور

شده از این خورشید شهر مشهد پر نور

چشم ها خیره به او قلب ها غرق دعاست

بر لب پیر و جوان همه یا رضا رضاست

ای خدا کاش که من یک کبوتر بودم

روی این گنبد زرد شاد می آسودم

می زدم بال و پری دور تا دور حرم

از دلم پر می زد ماتم و غصه و غم

 

حضرت رضا (ع) بزرگ ترین فرزند امام هفتم حضرت موسی بن جعفر بود نام مبارکش علی و کنیه اش ابوالحسن و القابش رضا ، صابر ، فاضل ، رضی ، وفی ، صدیق ، قره عین المومنین که مشهورترین آن ها همان رضاست.

احمد بن موسی بن سعد گوید : با حضرت رضا (ع) مشغول طواف بودم ، هنگامی که مقابل رکن یمانی رسیدیم ، امام ایستادند و این دعا را قرائت کردند :

 یا اللهُ یا وَلِیَ العافِیَتِ وَ یا خالِقَ العافِیَهِ وَ یارازِقُ العافِیَهِ وَالمُنعِمُ وَ المَنانُ بالعافِیَهِ وَ المُتَفَضَلُ بالعافِیَهِ عَلَیَ وَ عَلیَ جَمیعِ خَلقِکَ ،یا رَحمنَ الدُنیا وَ الاخِرَتِ وَ رَحِیمَهُما صَل عَلی مُحَمَد وَ آل مُحَمَد، وَ ارزُقنا العافِیَهِ وَ دَوامَ العافِیَهِ ، وَ تَمامَ العافِیَهِ وَ شُکَرَ العافِیَهِ فِی الدُنیا وَ الاَخِرَهِ یا ارحَمَ الراحِمینَ.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

اصحاب حضرت رضا(ع)

بعضی از صحابه ی امام هفتم و ششم هم بوده و برخی از اصحاب آن حضرت :

محمدبن راشد-احمدبن محمدبن ابی نصر-محمدبن فضل ازدی-عبدالله بن جَندب-اسمعیل بن سعد-احمدبن محمدالاشعری-حسین بن علی الوشاء-علی بن حسن-حَمادبن عثمان-سعدبن مالک اشعری-حسن بن محبوب-زکریابن آدم القمی-صفوان بن یحیی –نصر بن قابوس-محمدبن اسمعیل-نعیم قابوسی.

واز شعرا و مداحینی که در مدح و رثاء حضرت رضا (ع) قصائدی انشاء کرده اند : دعبل خزاعی و ابونواس.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

همسران و اولاد امام رضا(ع)

همسر حضرت رضا(ع) ابتدا ام ولده بوده که مادر امام جواد(ع) است.

مرحوم کلینی می نویسد نام مادر امام جواد (ع) سبیکه و بگفته برخی خیزران بوده که از خاندان ماریه مادر ابراهیم فرزند پیغمبر(ع) بوده است.

اولاد آن حضرت ظاهرا منحصر بوجود امام محمد تقی حضرت جوادالائمه بوده است.

ولی به نقل صاحب منتخب التواریخ حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده می نویسد که شاهزاده حسین که در قزوین مدفون است از فرزندان امام رضا (ع) است همچنین محدث قمی در کتاب خود بنام فوائد الرضویه روایتی از فاطمه دختر حضرت رضا(ع) در فضیلت شیعیان علی(ع) نقل کرده است.

ممکن است شاهزاده حسین و فاطمه در زمان حیات خود امام فوت کرده باشند و شاید هم شاهزاده حسین از اولاد امام جواد (ع) باشد اما آنچه مسلم است و شیخ مفید نیز به آن اشاره کرده است وقتی حضرت رضا(ع) از دنیا رفت سراغ نداریم که فرزندی جز حضرت جواد (ع) که در هنگام وفات پدر هفت سال و چند ماهه بوده داشته باشد.

مأمون پس از انتصاب حضرت رضا(ع) بمقام ولیعهدی بنا به اقتضای سیاست خویش دختر خود(بنا بعقیده بعضی خواهر خود) ام حبیب را بحضرت تزویج کرد و دختر دیگرش را نیز که ام الفضل نام داشت برای امام جواد (ع) نامزد نمود.

شکی نیست که ام حبیب نقش جاسوسه را در خانه حضرت رضا(ع) داشته و خواهرش ام الفضل هم که زوجه امام جواد (ع) بود بدستور عمویش معتصم شوهرش را مسموم نمود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

آخرین دسیسه و نیرنگ ها

عده ای که شیوه ی عادلانه و عالمانه ی حضرت رضا(ع) را در جهت زیان مادی خود می دیدند ، دست به کار توطئه شدند.

ابتدا فضل بن سهل را که به همراه مأمون و حضرت رضا(ع) عازم عراق بود در حمام معروف سرخس قطعه قطعه کردند مأمون برای اینکه خود را بی تقصیر نشان دهد و تبرئه کند در صدد قتل حضرت رضا(ع) بر آمد و آن امام بزرگوار را که خود به خراسان دعوت کرده بود مسموم و به شهادت رسانید.

جرجی زیدان می نوسید مأمون پس از قتل فضل بن سهل بفکر علی بن موسی افتاد و چون بیم داشت که مبادا خراسانیان بر وی شورش کنند از این رو به سیاست دیرین عباسی رجوع کرده و در صدد مسموم ساختن برآمد و با انگور زهر آلود علی بن موسی را بقتل رسانید.

شیخ صدوق-ابن خلکان –کفعمی –ابن اثیر-یعقوبی- مسعودی – ابوالفرج اصفهانی وطبرسی عقیده بر همین دارند که حضرت رضا (ع)توسط مأمون مسموم شد و درگذشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

حدیث سلسله الذهب

حدیث سلسله الذهب  

در نیشابور مردم ، مشتاق زیارت حضرت رضا(ع) بودند . از حضرت تقاضا کردند اندکی توقف فرماید تا چهره ی جذاب و متین آن یادگار رسول را ببینند . امام در حالی که لباسی ساده چون همیشه بر تن داشتند در برابر مردم قرار گرفتند . مردم از دیدن آن حضرت فریاد شوق برداشتند . دو نفر از حافظان حدیث بنام ابوذرعه و محمد بن اسلم مردم را به سکوت دعوت می کردند و کلمات گهربار آن حضرت را برای مردم با صدای بلند بیان می فرمودند . حضرت رضا(ع) حدیثی را که مربوط به «توحید و یگانگی ذات حق » است بدین سان بیان فرمودند :

حدثنی ابی موسی بن جعفر الکاظم .....

ترجمه حدیث:

حدیث کرد مرا پدرم موسی بن جعفر کاظم . فرمود: حدیث کرد مرا پدرم جعفربن محمدالصادق . فرمود : حدیث کرد مرا پدرم محمدبن علی الباقر. فرمود : حدیث کرد مرا پدرم علی بن الحسین زین العابدین . فرمود : حدیث کرد مرا پدرم حسین بن علی ، شهید زمین کربلا . فرمود : حدیث کرد مرا پدرم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب شهید زمین کوفه . فرمود : حدیث کرد مرا برادرم وپسرعمم محمدرسول خدا(ص) . فرمود : حدیث کرد مرا جبرئیل . گفت : شنیدم حضرت رب العزه سبحانه و تعالی می فرماید : «کلمه ی لا اِله َ اِلا الله» حصار و قلعه من است پس کسی که آن را بگوید داخل در حصار من شده و کسیکه در حصار من داخل شد از عذاب من ایمن گردید .

و سپس هنگامی که موکب آن حضرت می خواست براه افتد برای تکمیل این سخن والا و ارزنده سر از هودج و کجاوه بیرون آورد که با سکوت مردم امام به دنبال حدیث افزود: « ولکن بشرطها و انا من شروطها ».

یعنی و اما به شرط و شروط ( وبا اشاره به خود فرمود ) و من از شروط آن هستم .

و با این حدیث را بدان مناسبت سلسله الذهب گویند که راویان و محدثین آن ائمه اطهار و معصومین (ع) است و هم صدها قلمدان طلای مرصع برای آن بکار رفته.

ابوالصلت روایت کرده:

حضرت رضا(ع)از نیشابور به طرف طوس حرکت فرمودند موقعی که به ده سرخ که در دامن کوهی واقع شده ( در 6 فرسخی مشهد فعلی ) رسیدند به حضرتش عرض کردند : یا بن رسول الله آفتاب رو بزوال شده و ظهر رسیده است آیا نماز نمی گذارید؟

حضرت پیاده شده و فرمودند برای وضو آب بیاورید .

گفتند آب همراهمان نیست . امام (ع) با دست مبارک دامنه ی کوه را کاوید و چشمه ی آبی ظاهر شد و همه وضو گرفتند و نماز گذاردند هم اکنون آن آب موجود است.

حضرت رضا(ع) از ده سرخ به طرف سناباد حرکت فرمود و به هنگام رسیدن به خانه ی حمید بن قحطبه ( از طرف هارون والی طوس بود ) ورود فرمود و میان قبه ی هارون که مدفن اوست داخل شد . با دست مبارکش خطی به کنار قبر کشید و فرمود:

این موضع تربت من است و من در اینجا دفن می شوم و بزودی خدا این مکان را محل تردد شیعه و اهل محبت من قرار می دهد به خدا سوگند از ایشان کسی زیارت نمی کند مرا و سلام نکند مرا مگر اینکه به شفاعت ما اهل بیت آمرزش و رحمت خدا بر او واجب شود.

حضرت (ع) از سناباد بطرف سرخس و از آن جا بسوی مرو حرکت فرموده و پس از مدتی وارد مرو گردیدند .

در مرو : هنگام ورود موکب حضرت رضا(ع) به مرو ، مأمون و فضل بن سهل و عده ی زیادی از بزرگان حکومتی تا چند فرسنگ به استقبال امام آمدند پس از چند روز مأمون مقصد خود را که واگذاری خلافت به حضرت رضا (ع) بود با آن حضرت در میان گذاشت تا به خیال خود با یک تیر دو نشانه را هدف سازد . هم قیام های علویان را علیه دستگاه حکومت از بین ببرد یا از آن بکاهد و هم با وارد کردن حضرت رضا(ع) به دستگاه حکومتی که همیشه مورد انتقاد و بدگویی آل علی (ع) بود و کارگردانان حکومت را ناپاک و آلوده می دانستند از وجهه ی معنوی و تقوایی امام بکاهد و با این نقشه همبستگی علویان و شیعیان آل علی (ع) را از بین ببرد تا دیگر خطری دستگاه خلافت را تهدید نکند و بعد مأمون با خیال راحت به حکمرانی خود ادامه دهد.

ولی حضرت رضا(ع) بر خلاف انتظار مأمون و فضل بن سهل از پذیرفتن این پیشنهاد امتناع فرمود .

حضرت رضا (ع) از دستگاه فاسد و نابسامان خلفای عباسی و از بخشش های فراوان و افراط هایی که از نیم قرن پیش در دستگاه اشرافی عباسیان آغاز شده بود و به عنوان (حق السکوت ) به این و آن داده می شد و انحراف محور حکومت از مسیر حق و حقیقت ، در زیر نقاب مسلمان نمایی و دینداری و سپردن کارهای مهم اسلامی و حکومتی به دست افراد فاسد و زراندوز و ریاکار کاملا آگاه بود. چنین وضع نابسمانی را چگونه ولی حق و امام معصوم می توانست تحمل کند.

وقتی مأمون از پذیرفتن خلافت بوسیله امام ناامید شد با مشاوران خود طرح دیگری مطرح کرد تا بنواند کارهای خوب و بدش را با رضایت ضمنی امام(ع) جنبه اسلامی و برحق بدهد و مردم را اغفال نماید چه کند؟ خوب است از امام بخواهد که ولایت عهدی مأمون را بپذیرد نأمون با اصرار زیاد؛حضرت رضا (ع) را به قبول ولایت عهدی وادار کرد . حضرت رضا با این شرط می پذیرد که در عزل و نصب و دیگر کارهای حکومتی دخالتی نداشته و این قبیل امور را به حاکمان و زمامداران واگذار نماید ولایت عهدی را بپذیرند.

پس از پذیرش از طرف حضرت رضا(ع)مأمون با دست خود در این مورد عهد نامه ای نوشت و حضرت نیز پشت آن مطالبی مرقوم فرمودند.

نوشته ی مأمون به خط و مهر خود در نهم رمضان 201هجری است و در آن حضرت رضا (ع) را به عنوان مظهر پاکی ،تقوا، دانش و پاکدامنی معرفی کرد و بعد نوشت که تمام مسلمانان باید بیعت خود را ابتدا با امیرالمؤنین ( مأمون ) و سپس با علی بن موسی (ع) استوار سازند.

حضرت رضا(ع) در پشت آن نوشته با خط خود مطالب نوشتند.

«ستایش خدای جهان را که آنچه بخواهد می کند و قضا و حکم اورا ردکننده ای نیست . آواز خیانت چشم ها و اسرار پنهانی سینه ها آگاه است و درود خدا بر محمد(ص) که آخرین پیامبرش می باشد و بر آل او که پاکان و نیاکانند»

سپس در روز دهم ماه رمضان 201 هجری همه ی بزرگان کشوری و لشکری دست بیعت به آن حضرت دادند از این موقع دستور داده شد که لباس سیاه که شعار عباسیان است به لباس سبز و شعار سبز که شعار آل علی(ع) و سادات علوی است مبدل شود.

مأمون و وزیرش و اطرافیانش از همان آغاز در صدد برآمدند قبولی ولایت عهدی را از سوی حضرت رضا(ع) نقطه ی ضعفی جلوه دهند و به مردم بقبولانند که امام (ع) شیفته ی دنیا و مقام ظاهری دنیا شده است که چقدر این شیوه ی تفکر از هدف عالی امام (ع) بدور است.

سادگی و بی آلایشی رفتار و کردار حضرت و علم و دانش وسیع و تقوای راستین آن حضرت ، پرتوافشانی آغاز کرد . و بزودی همه و همه به حقانیت امام معصوم و وسعت دانش آن حضرت پی بردند وقتی جلسات بحث و مناظره که در حضور مأمون و امثال یحی بن اکثم فقیه بزرگ در بار و کسان دیگری که دم از علم و اطلاع می زدند تشکیل می شد آفتاب حقیقت ولایت و امامت روشن می گردید و همگان حتی پیشوایان دیگر به درجه ی دانش و بصیرت امام پی بردند و می فهمیدند که در مقابل عالم آل محمد(ص) قدرت سخن گفتن و اظهار نظر ندارند . این بود که چاره ای جز تعظیم و تسلیم در برابر امام نداشتند به ناچار تلاش دشمن در این مورد نیز نه تنها به نتیجه ای نرسید،بلکه نتیجه ی معکوس داد.

مأمون کاملا به عظمت علمی و روحی امام (ع)پی برده بود اما بر افکار و اسرار پنهانی خود ظاهرا سر پوش می نهاد . و تظاهر به محبت و ارادت می کرد .

در عید فطر سال 202هجری مأمون از امام رضا(ع)با اصرار خواست که نماز عید فطر را برای مسلمانان اقامه فرماید.

در ابتدا امام از این کار هم سرباز زذ تا مأمون و اطرافیان و مردم بدانند که امام نمی تواتد و نمی خواهد وسیله اجرای مقاصد حکومت باشد.

علاوه براین امام نمی خواست اجرا کننده ی تشریفات ظاهری دین باشد در حالی که خانه ی دین از پای بست خراب است. مأمون و اطرافیان و مردم اصرار کردند. عاقبت امام این پیشنهاد را قبول کردند و فرمودند : حاظرم نماز عید فطر را برگزار کنم منتهی با همان سنتی که جدم رسول الله (ص) آنرا در زمان خود اجرا می فرموده است . مردم بسیار کنجکاو شدند تا شیوه ی پیامبر اکرم (ص) بجای تشریفات ظاهری اجرا گردد.

مأمون دستور داد که همه درباریان با کبکبه و جلال و شکوه لباسهای فاخر خود را بپوشند و بر اسبهای زرین لگام سوار شوند و در رکاب امام (ع) در نماز عید فطر شرکت نمایند .

اما حضرت رضا(ع) به روش جدش غسل کرد و پیراهنی سپید و ساده که از پنبه بافته شده بود، پوشید. عمامه ای سفید بر سر بست و دو طرف آن را روی سینه و پشت رها کرد.

خود را خوش بو ساخت . دامن پیراهن به کمر زد با پای برهنه راه افتاد وقتی به فضای باز رسید سر به سوی آسمان بلند کرد و با صدای رسا گفت: الله اکبر الله اکبر.

مردم وقتی صدای امام را شنیدند با شکوهی خیره کننده همه الله اکبر گفتند و تکرار کردند لشکریان و کشوریان و نزدیکان مأمون نیز تحت تأثیر روحانیت و جذابیت معنوی امام قرار گرفتند از اسبها پیاده شدند پاها را از چکمه ها در آوردند با پای پیاده به دنبال امام راه افتادند بر تعداد جمعیت دقیقه به دقیقه افزوده می شد.

صدای ملکوتی امام ودیگران در فضای باز طنین انداز بود و سیل جمعیت به سوی بیابان در حرکت. وضع عجیبی بود.

جریان را به مأمون گزارش دادند. مأمون دچار وحشت شد فکر کرد اگر بگذارد که امام با همین وضع به صحرا برود و سپس دو خطبه ی غرا و مهم ایراد فرماید به یقین سخنان آتشین و از دل برخواسته ی امام بر دلها خواهد نشست و زلزله بر ارکان حکومتش خواهد افتاد. باید دست به کار شد زیرا احتمال دارد سخنان مؤثر امام منتهی به خلل در دستگاه حکومت شود. بدین جهت در نیمه راه به امام (ع) پیام فرستاد که نمازگزاران بدین صورت برای شما ایجاد زحمت خواهد کرد امام از نیمه راه برگشت و فرد دیگری مأمور شد بجای آن حضرت نماز عید را برگزار نماید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  | 

زندگی نامه امام هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگی امام رضا(ع)

دهمین معصوم وهشتمین امام شیعیان حضرت علی بن موسی (ع) ملقب به رضا می باشد.

حضرت رضا(ع) در روز یازدهم ذیقعده سال 148 هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر بزرگوارش تکتم بود که اورا نجمه نیز می نامیدند.

پس از شهادت امام هفتم ، حضرت موسی بن جعفر (ع) در زندان بغداد ، به امر خدا و معرفی پدران بزرگوارش در سن 35 سالگی عهده دار مقام امامت و رهبری مسلمانان و نگهبانی و نشر معارف و حقایق اسلام گردید .

حضرت ابوالحسن الرضا (ع) در آغاز امامت با هارون الرشید وپس از وی با پسرش امین سرآن جام با مأمون هم زمان بود .

محل اقامت آن حضرت مدینه بود واز آن جا به عراق و ایران آمد.

دوران امامت آن حضرت مجموعا 20سال بود که ده سال اول مقارن خلافت هارون و 5 سال بعد با خلافت امین و 5 سال آخر با دوره ی خلافت مأمون در خراسان سپری شد. و سال شهادت آن حضرت 203هجری قمری بوده است بنابراین عمر شریف آن حضرت 55 سال می باشد.

پس از مرگ هارون ، بین دو پسرش امین و مأمون اختلافات شدیدی بروز کرد که سر انجام با جنگ های خونین و کشته شدن امین ، مأمون توانست به قدرت برسد و زمام حکومت کشورهای اسلامی را به دست بگیرد.

خلفای عباسی نسبت به آل علی(ع) یعنی سادات علوی رفتاری بسیار خصمانه داشتند. قیام های پی در پی سادات علوی دستگاه خلافت را هر چند گاه یک بار به نوعی تهدید می کرد . اگر چه امامان بزرگوار و جانشینان حقیقی پیامبر مکرم اسلام با این نوع قیام های خونین همراهی نمی کردند اما دستگاه فاسد خلافت که بساط اشرافی بودند و در خوش گذرانی غوطه ور ، با این قیام ها دچارتزلزل و وحشت می گردیدند. پیروان ائمه اطهار(ع) که عده شان در آن زمان رو به افزونی گذاشته بود از دستگاه اشرافی عباسیان روی گردان بودند و اطاعت از ائمه اطهار(ع) را واجب و لازم می دانستند . بیدادگری هارون و دیگر خلفای عباسی نیز موجب شده بود که ایرانیان میل قلبی عمیقی به آل علی (ع) پیداکنند. از جمله ستمگری های خاندان عباسی یکی آن بود که هارون به والی خود حمید پسر قحطبه اختیار کامل داده بود . طرفداران شیعه و پیروان آل علی(ع) را هر جا پیداکردند به قتل برسانند . همین والی ستمگر در یکشب 60نفر از افراد محترم و بیگناه شیعه را که در زندان بسر می بردند سر بریدند و اجساد آنها رادر چاه افکند.

و نیز همین حمیدبن قحطبه عبدالله افطس برادر حضرت رضا(ع) رادر زمان هارون به زندان انداخت و پسرش یحیی را با آن که به ظاهر امان داده بود ، دستور داد هر روز صد تازیانه بزنند. و سرآن جام یحیی نوه ی موسی بن جعفر را از گرسنگی و تشنگی کشتند و بدنش را زیر پایه ی ساختمان نهادند.

این کارها باعث افزایش نفرت مردم از دستگاه خلافت عباسی شد .

 

اگر چه در ابتدا گمان می رفت عباسیان در ترویج دین اسلام و محبت و دوستی با فرزندان علی(ع) که بنی اعمام و خویشان آنها بودند کوشش کنند اما بتدریج و در عمل سادگی زندگی پیامبراکرم(ص) و خلفای اولیه و برابری و برادری و عدالت و اعتقاد به تقوا و فضیلت و روز رستاخیز در حکومت عباسیان مانند عهد امویان ، دستخوش فراموشی و زوال شد. و همان اعتقادات زمان جاهلی و اشراف منشی های دوران جاهلیت در زیر نقاب مسلمان نمایی دوباره زنده شد. تقوا و علم و فضیلت جای خود را به فخر فروشی های قومی داد در نتیجه ائمه بزرگوار که قدم جای قدم رسول الله (ص) و اجداد طاهرین خود می گذاشتند و در همه موارد طرفدار عدالت و حق محض و تحقق آرمان های اسلامی در جامعه بودند ، تحت زجر و آزار و زیر نظر جاسوسان و حکام ستمکار خلفای ظاهر فریب اموی و عباسی بسر می بردند . داشتن تقوا ، علم و فضیلت برای پیشوایان بزرگوار ما گناه به حساب می آمد و مورد حسد و کینه ی خلفای عباسی قرار می گرفت.

چرا حضرت رضا(ع) به خراسان دعوت شدند ؟

پس از آن که امین شکست خورد و به قتل رسید ، میدان برای خلافت و فرمانروایی مأمون آماده شد . در زمان هارون ، مأمون که پس از امین برادرش ، می بایست به خلافت برسد ، والی خراسان شده بود وقتی امین از میدان خلافت رانده شد و مأمون بر خلافت اسلامی تسلط پیدا کرد مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل نمود.

مأمون برای اینکه به دربار خود حشمت و موقعیت علمی بدهد و از سوی دیگر از نارضایی طرفداران آل علی (ع) کم کند و جبران ستمگری های گذشته را بنماید ، به فکر افتاد حضرت رضا(ع) را از مدینه به مرو دعوت کند . مأمون پس از مشورت با اطرافیان خود مخصوصا فضل بن سهل که امور کشوری و لشکری را در دست داشت و مردی با هوش و استعداد بود ، با اصرار و پافشاری از حضرت رضا(ع) خواست از مدینه به خراسان بیایند . نظر مأمون با این دعوت استواری پایگاه قدرت خود وشاید با کشاندن حضرت رضا(ع) به دستگاه حکومت وقت تضعیف موقعیت امام (ع) بود.

مأمون خود مردی دانشمند و زیرک بود و بیش از همه به دانش وسیع و تقوا و فضیلت امام رضا(ع) آگاهی داشت . فضل بن سهل نیز قدرت معنوی امام را می دانست و آگاه بود که آوازه ی دانش و پاکی صفای فرزند پیامبر (ص) به سراسر جهان رسیده و زمینه ی روحی مردم برای قبول رهبری امام (ع) به حد کافی و مساعد فراهم شده است. پس از تصمیم تصمیم بر دعوت از آن حضرت .مأمون «رجاء بن ابی ضحاک»را با برخی از درباریان مورد اعتماد خود به مدینه گسیل داشت تا حضرت رضا(ع) را به سفر خراسان وادار نماید . ابتدا حضرت رضا(ع) دعوت آنان را قبول نفرمود تا به آن ها و مردم بفهماند که دستگاه حکومت در دعوت از آن حضرت چه مقاصد پنهان و آشکاری دارد . عاقبت ، پس از اصرار فراوان ، حضرت قبول فرمود که از طریق مکه و عراق به سوی خراسان روان گردد .

شاید یکی از دلایل موافقت این باشد که با حضور خود در این منطقه تعالیم اسلام را نشر دهد حتی اگر کشته شود .

حضرت رضا(ع) در مدینه با قبر منور جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) و همه ی اعضای خانواده و حتی تن ها فرزند عزیز و جانشین گرامی اش حضرت جواد(ع) وداع نمود. وداعی سوزناک و شکیب سوز.

موکب و محمل و هودج های مجلل که به دستور دستگاه خلافت فراهم شده و همراهان آن حضرت که والی مدینه و بزرگان قوم بودند تا بصره با شکوه و عظمت چشمگیری براه افتادند .

مأمون که کشتن امین و آوردن سر برادرش را به پایتخت و برپاکردن جشن و سرور را مقصد و مقصود خود قرار داده بود چگونه می توانست از خلافت چشم بپوشد و آن را به آل علی (ع) واگذار نماید . این امر باور کردنی نبود. اماآن چه در تجلیل و بزرگداشت حضرت رضا(ع) ظاهرا آن جام می داد ، وسیله ای برای قدرت و شوکت بخشیدن به خلافتش و کارها و نقشه هایی بود که به دستور فضل بن سهل وزیر با سیاستش آن جام می داد .

باری امام هشتم (ع) از طریق بصره ، خرمشهر ، اهواز ، اراک ، قم ، ری و نیشابور در دهم ماه شوال سال 201 هجری به مرو وارد شد.

مورخین خط سیر امام را از اهواز تا نیشابور بطرق مختلف نوشته اند بعضی حرکت امام را از طریق فارس و اصفهان و قم و نیشابور و برخی هم از اصفهان و یزد و عده ای نیز از راه فارس ، اصفهان ، سمنان و دامغان و سبزوار و نیشابور و بعضی هم از راه اهواز ، اراک ، قم ، ری و نیشابور ذکر کرده اند ولی برابر دستوری که مأمون به مأمورین خود داده بود که امام را از راه قم عبور ندهند بنظر بعید می رسد که حضرت از راه قم حرکت نموده باشد و راه سمنان و دامغان هم در آن زمان وجود نداشته و به ظن قوی مسی آن حضرت از اصفهان ، یزد ، طبس ، ( که اعراب آن جا را باب خراسان می نامند ) بوده و در ادعیه و زیارات حضرت امام رضا(ع) مسیر حرکت رامهرمزدر فارس ، نائین ، یزد ، کاشمر و نیشابور نوشته شده و اکنون در اطراف نائین و یزد آثار و نشانه هایی از امام (ع) وجود دارد که این اخبار را تایید می کند . همچنین دهکده ای نزدیک رامهرمز است که مردم معتقدند حضرت در این مسجد نماز گذارده . در هر صورت عموم مورخین اتفاق نظر دارند که از نیشابور عبور فرموده اند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط محمد فرخ طلب  |